تبلیغات
قدما - بیوگرافی و زندگینامه استاد امیرخانی

قدما
آثار خوشنویسان بزرگ ایران
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مهر 1389 توسط هاشم شامحمدی

 

بیوگرافی و زندگینامه استاد غلامحسین امیرخانی

در ادامه مطلب

در بهمن ماه سال ۱۳۱۸ ، در طالقان متولد شد . . دوران کودکیش مصادف بود با شروع جنگ جهانی دوم. این دوران، برای تمام جهان دوران سخت و دشواری بوده است. چه آنهایی که درگیر جنگ بودند و چه آنهایی که در حاشیه جنگ قرار داشتند از ترکش ماجرا در امان نبودند. در این شرایط ایران هم دچار مشکلات زیادی از جمله قحطی و دشواری رفت و آمد بود . از خانواده فقیری بود و تا حد زیادی تحت تاثیر این جریان قرار گرفت.» پدرش معلم بود و با همان سبك و شیوه قدیم. طالقانی ها اهل سواد و مسائل فرهنگی بودند و این یک رسم قدیمی بود که به گیلان و دیگر مناطق کشور بروند که البته گیلانی ها هم پذیرای این مسئله بودند.» خانواده امیرخانی زمانی که او پنج ساله بوده به تهران منتقل می شوند. پس از اقامت یک ساله در تهران به یکی از روستاهای اطراف قزوین و سپس به طالقان انتقال می یابند. غلامحسین امیرخانی کلاس اول دبستان را در زادگاهش گذرانده است، اما معلم کلاس اول، اولین معلم این خوشنویس نبوده است. وی معتقد است: «نقطه عطف زندگی من این بود که در حدود چهار سالگی توفیق پیدا کردم به مکتبی که در آن زمان در زادگاه من به جای مدرسه دولتی مرسوم بود، توسط معلم مهربان و اولین معلم من یعنی «مجتبی امیرخانی» راه پیدا کنم و باسواد شوم. با توجه به مهر و محبت این معلم نازنین و رابطه عاطفی که بین ما برقرار شده بود، من نه به عنوان این که بخواهم درس بخوانم، بلکه همراه او بودن بود که پای مرا به آن مکتب باز کرد.»

از همان حدود ۵-۴ سالگی میل به نوشتن در فطرت غلامحسین امیرخانی به صورت یک تمایل شدید و تقریباً بدون این که قابل کنترل باشد، به وجود آمد. در این دوره او روی دیوارهای کاهگلی با تخته و هر چیز دیگری که به دستش می رسید، روی تخته های صیقلی شده نجاری یا روی تکه های حلبی می نوشت . چنین ابزارهایی برای نوشتن حکایت از نبود کاغذ داشت .

امیرخانی از این دوران چنین نتیجه می گیرد: «هر کدام از ما آدم ها با توجه به محل جغرافیایی و فرهنگی که در آن زندگی می کنیم، روزنه ای در وجودمان به جانب زیبایی ها باز می شود و ما به جانبش کشیده می شویم. احساس می کنیم به آن گرایش داریم و این همان اولین روزنه و تاثیری است که از طبیعت می گیریم. اولین روزنه و گرایش برای انسان خیلی مهم است و می تواند دستاویزی باشد که او را به سمت روشنایی سوق دهد. ممکن است ما در مسیر آن عشق و علایق فطری مان قرار نگیریم و در زندگی مساله کار و معیشت مدار واقع شوند، اما آن روزنه می تواند همیشه در دل ما باز باشد و به صورت یک جور تفنن گاهی اوقات فراغت مان را با آن بگذرانیم. به هر حال شاید شانس من بود که به سمت نوشتن، از همان ابتدا راه پیدا کردم و ادامه دادم.»

خانواده این خوشنویس پس از گذراندن کلاس اول، مجدد به تهران منتقل می شوند. او دوره ابتدایی را در خیابان ظهیرالاسلام، مدرسه مسعود سعد می گذراند و بعد از دوره ابتدایی به صورت شبانه ادامه تحصیل می دهد. از احساس غلامحسین امیرخانی هنگام ورود به تهران، به عنوان کسی که کودکی اش را در شهر کوچکی مثل طالقان گذرانده، می پرسم و او دلپذیر بودن شهر تهران را در آن سال ها تصویر می کند: «آن زمان تهران شهر دلپذیری بود. تهران تمام جنبه هایی را که در یک محیط پرتلاطم می توانست وجود داشته باشد، بدون این که روح و فکر انسان را دچار دشواری و پریشانی کند، دارا بود .

در این شهر درخت و آدم و اتومبیل به اندازه ظرفیتش وجود داشت. مردم، خانواده ها و فامیل همدیگر را می دیدند و فرصت داشتند به یکدیگر ابراز عاطفه کنند. جنبه های عاطفی وجود و زندگی شان محو و کمرنگ نشده بود.» با این حال ایشان دائم به زادگاهش رفت و آمد داشته و خودش را سرشار از طبیعت آن منطقه کرده است. او تهران ۴۰ ۵۰، سال پیش را با ترکیبی از سنت در کنار مطبوعات، رادیو و کتاب قابل قبول می داند و آن سال ها را این گونه به قضاوت می نشیند: «اگر بخواهیم جامع الاطراف بودن موضوع را مبنای قضاوت مان قرار دهیم، به این نتیجه می رسیم که بیشترین تعداد استادان برجسته و طراز اول معاصر در زمینه های مختلف تاریخ، ادبیات، موسیقی و... در این دوران پرورش پیدا کرده اند. [البته مشکلات سیاسی که همیشه دامنگیر ملت ما بوده است نیز قابل ذکر است]. ورود نهضت ترجمه و ورود مردم به دوران کتبی کمک بسیاری به بالابردن سطح سواد و فرهنگ این مردم کرد. دیر آمدن چاپ در مملکت ما موجب شده بود که ما هنوز دوران فرهنگ مکتوب را نگذرانده بودیم. شاید بعد از دوران جنگ جهانی دوم بود که ترجمه های بیشتر فرانسوی به دست کسانی که علاقه مند بودند رسیدند و این مسئله رواج پیدا کرد و آگاهی بیشتر ملت ایران را به ارمغان آورد.» با مرور کردن فضای آن سال ها به سال ۳۲ می رسیم.

سال ۱۳۳۸ سالی است که افتخار ورود غلامحسین امیرخانی را به عرصه خط و خوشنویسی، به طور جدی و حرفه ای، در خود دارد. در این سال یکی دیگر از نقاط عطف زندگی این خوشنویس شکل می گیرد: «در سال ۱۳۳۸ به صورت حرفه ای به سمت خوشنویسی گرایش پیدا کرد . کردم و با انجمن خوشنویسان ایران و مرحوم «استاد سید حسین میرخانی» آشنا شد . «سید حسین میرخانی» در قدم گذاشتن استاد امیرخانی  دراین راه تاثیر زیادی داشت.استاد امیرخانی در مورد استاد میرخانی  می گوید : شخصیت ایشان به لحاظ اخلاقی مرا جذب کرد وجوانان و نوجوانان تشنه محبت هستند و هرجا نشانه ای از این احوالات ببینند، مجذوب می شوند.». امیرخانی درخوشنویسی بیش از هر چیز ادبیات موسیقی را شوق برانگیز می داند . آثار ادبی و موسیقی تاثیر زیادی بر استاد امیر خانی گذاشته اند. او با استادان موسیقی و ادبیات زیادی رابطه داشته است اما وقتی نام کسانی را که بر او تاثیر گذار بوده اند، می پرسم، فقط به استادش مرحوم سید حسین میرخانی اشاره می کند: «سید حسین میرخانی موسیقیدان بزرگی بود و کمانچه ایشان جزو کمانچه های تراز اول بود. این را استاد بنان می گفت ! غلامحسین امیرخانی با محمد رضا شجریان همکلاس و هر دو شاگرد سید حسین میرخانی بوده اند . غلامحسین امیرخانی می گوید: «خوشنویسی ما بیشتر مدیون دوران قاجار و صفویه است. بزرگترین خوشنویس ایران در خط نستعلیق، میرعماد است که در دوران صفویه زندگی کرده و البته در دوران قاجار هم بزرگانی بودند که در زندگی بنده و همنسلان من تاثیر گذاشته اند.» یكی از سوالاتی كه همیشه به ذهن بنده و بیشتر هنرمندان خوشنویس می رسد این است كه ابزار های خوشنویسان بزرگ چه بوده است ، تراش قلم آنها چگونه بوده است و مهمتر اینكه از چه نوع مركبی استفاده می كرده اند كه آثار آنها این چنین دیوانه كننده می بود و انسان را محو خود می كرده است . در سفری كه چندی پیش استاد از شیراز داشتند در جواب : ایشان این چنین می گوید «من در طول زندگی هنری خود تنها مركب ممتازی كه آن با تمام وجود حس می كردم مركبی بود از دوران قاجارباقی مانده بود كه استاد میرخانی قبل از مرگش به  بنده دادند و من از آن زمان به بعد مركبی به ممتازی ان ندیدم و من در حال حاضر از مركبی استفاده می كنم كه همه خوشنویسان استفاده می كنند . »و همچنین استاد خطاب به همه اساتید می گوید زمانی یك استاد ، استاد است كه تمام تفكرات و تجربیات خود را در اختیار شاگردانش بگذارد چه اخلاقی وچه هنری.

 در پایان امیدوارم مطلب ارائه شده مورد قبول همه شما عزیزان قرار گرفته باشد.

 

منتظر نظرات شما عزیزان هستیم . 

 

 





.: Weblog Themes By Pichak :.